
خواندن این مطلب ۵ دقیقه از وقت شما را میگیرد.
۱.هفته پیش مطلع شدیم که شرکت مان( که غول پربنیهای در صنعت هوایی محسوب میشود) در سال جاری متضرر شده است. در طول این یک هفته، همکارم که عموما آراسته و خوش پوش است، با سر و وضعی ژولیده در محل کار حاضرمیشد و وقتی احوالش را پرسیدم انگار که منتظر آغوشی برای گریه کردن باشد نزدیکم آمد بغضش را قورت داد و گفت : «باید به دنبال کار دیگری باشیم.» برایش توضیح دادم که اگر شرکت در ۱۰ سال آینده همچنان حماقتهای پر ضرر امسال را تکرار کند در سال یازدهم ممکن است اعلام ورشکستگی بکند و بعد پرسیدم: «چرا از کاه کوه میسازی؟ » متوجه منظورم نشد اما آرامتر از قبل بود.
۲.در یک صبح پرترافیک، رانندهای که احتمالاً توان محاسبه عواقب رانندگی فاجعه آمیزش را ندارد جلویم میپیچد و به سرعت در ازدحام ماشینها گم میشود. بوق طولانی نثارش میکنم.اما تا یک ربع ساعت بعد از آن، خود را در حال جویدن خرخره آن راننده تصور میکنم. بعد از خودم میپرسم:« چرا از کاه کوه میسازم؟»
۳.همسایه بسیار نازنینی دارم که هر وقت صحبتمان بیشتر از دو دقیقه طول بکشد برایم از فاجعه آمیز بودن جهان مدرن میگوید و نشانههایی که آخرالزمان را تایید میکنند. اینکه جوانان بی بند و بار شدهاند و مانند قبل به اخلاق پایبند نیستند. یا اینکه سیاستمداران امروزی مارموزتر از سیاستمداران قرن پیش هستند. سری تکان میدهم و از خودم میپرسم: «چرا همسایه من از کاه کوه میسازد؟»

در مورد همکارم میتوانم بگویم که سوگیری تکاملی که آنرا مبالغه خطر یا over-detect threats مینامند، در اینجا برجسته است. او برای محافظت از خود در برابر بیکار شدن، مشکل را بسیار بزرگتر از اندازه واقعی میبیند.
در مورد مثال رانندگی من دچار افکار فاجعه آمیز بودهام. افتادن در چرخه افکار فاجعه آمیز، تشدید کننده اضطراب، خشم و نگرانی است و این چرخه مرتب تکرار میشود. شکستن این چرخه برای بسیاری از افراد، کار چندان آسانی نیست.
در مورد مثال همسایهام میشود گفت که از کاه کوه ساختن روشی برای تلقین احساس کنترل بر اوضاع است به خصوص در مورد مسائلی که برای روبرو شدن، بسیار پرچالش و دشوار هستند مسائلی از قبیل سن، پیری، میرایی، اخلاقیات و سنت.
در بسیاری از زبانها مشابه این ضرب المثل وجود دارد.
در زبان انگلیسی به آن “To make a mountain out of a molehill”میگویند.molehill به تل کوچکی از خاک که موش کور هنگام بیرون آمدن از زمین میسازد، گفته میشود.

آلبرت الیس در سال ۱۹۶۲ واژهای به نام تفکر فاجعه آمیز را ابداع و آن را چنین تعریف کرد: «میل به تشدید میزان خطر و مبالغه درباره میزان خسارت احتمالی». به عبارت سادهتر: از کاه کوه ساختن.
آرون بک، مطابق این رفرنس، با کار بر روی طرح الیس تئوری جدیدی را درباره افسردگی مطرح کرد جایی که بیماران با افکار غلوآمیز خود باعث سو برداشت و منفی نگری غیر واقعی از وضعیت خود میشوند. این مطلب بعدها درباره اختلال عصبی anxiety disorder هم مورد مطالعه قرار گرفت.
اینکه چرا افرادی به دام تفکر فاجعه آمیز میافتند و در یک چرخه تشدید کننده بحرانی گرفتار میشوند کاملاً مشخص نیست هرچند طبق تحقیقات میر و دکرت(Meier & Deckert, 2019) هر دو عامل ژنتیک و تجربیات محیطی در شکلگیری آن موثرند.

دکتر کونست Jennifer Kunst در لینک زیر میگوید: «همه ما در زندگی مسائل و مشکلاتی داریم که گاهاً آنقدر بزرگ است که توان رویارویی با آن را به طور مستقیم نداریم پس آن را ذره ذره در ناخودآگاهمان دفن میکنیم. بعضیها آن را سرکوب مینامند بعضیها انکار. نکتهای که میخواهم بگویم این است که ناخودآگاه یک قبرستانی برای تکههای ناخوشایند زندگی ماست؛ شامل تجربیاتمان، احساسات، افکار و یا در یک کلام هرج و مرجهای زندگی. ما آنها را که بخشی از وجود خودمان هستند دفن میکنیم و امیدواریم که حذفشان کرده باشیم اما آنها هرگزازبین نمیروند و روزی که دوباره در ناخودآگاهمان بیدار شوند یک مشکل کوچک چندین برابر بزرگنمایی شده است . این همان جاییست که از کاه کوه ساخته میشود.
بسیاری از بزرگنماییها و از کاه کوه ساختنها میتوانند به مسائل کودکی از جمله طرد و سوء استفاده مربوط باشند.
یاسین زنده دل
یک موزیک کلاسیک به نام درخت کاج نوئل از ژان سیبلیوس بشنوید.
